اعتراض به نتیجه اعتراض

دیروز خودمم همراه خانواده رفتم برای کارای معافیت و این چیزا . کلیتش این بود که :

بیمارستان یگان رفتیم . رفتم وقت دکتر بگیرم که البته حدود دو ساعت طول کشید فک کنم . با اینکه جزو نفرات اول بودم 🙂 . بعد از گرفتن نوبت ، رفتم توی راهرو انتظار دکتر و منتظر موندم نوبتم شه . یک ساعتی نشستم و بعدش نوبتم شد ! رفتم وارد اتاقی شدم که به دوتا اتاق می‌رسید . سمت چپی برای معافیت بود و سمت راستی برای معاینه گواهینامه گرفتنِ کسایی که فک کنم معافیت داشتن . من توی اون اتاقِ دو شاخه حدود نیم ساعت وایسادم تا واقن نوبتم شه 😂 . رفتم داخل و دکتره با سرعت سوالارو سعی می‌کرد تموم کنه و فقد کلیات ماجرارو پرسید و هیچی از خودم نذاشت بگم . بعدش زورکی تونستم بابا و مامانم رو هم اضافه کنم که دکتر با اونام حرف بزنه . گفت خودم بیرون باشم . در نهایت دکتره گفت برو شورای عالی پزشکی که منتقل شده بود به همون بیمارستان . رفتیم توی اون قسمت . وارد اتاقی شدیم که خیلی شلوغ بود و بیرونش هم چند تا کارمند با میز های جدا جدا کار می‌کردن .

وارد اتاق شورای عالی پزشکی شدم . با دو نفر از مسئولا حرف زدم که ظاهراً جفتشون دکتر بودن . ولی نمی‌دونم دکترِ چه رشته ای . یکیشون که خانوم بود ، حرفای اصلی رو زد . گفت که شورای سه نفره حداقل تا دو ماه دیگه غیر حضوری برگزار میشه ! و منم بهش گفتم که چطور ممکنه از روی دو سه تا جمله ای که فلان دکتر نوشته ، نتیجه گیریِ سرنوشت سازی بکنن که روی کل زندگی سرباز ها تأثیر بذاره ؟ بحثمون ادامه پیدا کرد و مامان و بابامم با خانومه حرف زدن . خانومه گفت حالا این برگه هایی که الان دارید رو ببرید بهداری ای که توی این آدرس هست . مام رفتیم اونجا و این کارو کردیم و یارو گفت که نتیجه رو فرستادم شورا . دوباره رفتیم شورا . خانومه گفت چیزی نیومده و زیر یک روز نمیاد ( 😅 ) . بعد خانومه به من گفت حالا چیکار می‌کنی ؟ میخوای دو ماه صبر کنی و بعدش حضوری بیای شورای عالی ، یا میخوای الان اقدام کنید ولی غیر حضوری ؟ بهش گفتم الان ، و غیر حضوری . اگه نتیجه نداد دوباره از اول ، همهٔ مراحل رو دونه دونه طی میکنم . چون در حال حاضر خسته‌م و حوصله صبر کردن ندارم . بعدش خانومه یکم درمورد وضعیتم پرسید و اینکه مدرکم چیه . منم گفتم دیپلم . پرسید چرا نرفتی دانشگاه بجای سربازی ؟ مامانم گفت که رفته دانشگاه ولی از رشتش خوشش نیومد انصراف داد . خانومه پرسید چرا وقتی نمی‌خوای بیای سربازی انصراف میدی ؟! گفتم که من انصراف ندادم . مامانم میخواد آبرو داری کنه ! من اخراج شدم . چهار ترم پشت سر هم مشروط شدم و دلیلش وسواس فکری و اعصاب خوردی درمورد چطوری طی شدن فرآیند سربازی و دوباره کنکور دادنم بود . و افسردگی هم داشتم چون درس هارو دوس نداشتم و زورکی رفته بودم دانشگاه ! خانومه یکم تحت تأثیر حرفای نصفه و نیمه من قرار گرفت ، و مامانم و بابام درمورد وضعیتی که دارم و دکتر هم گفته صحبت کردن . و گفتن که اگه میشه استثنائا حضوری برگزار کنید . خانومه ام گفت : .... دیگه چیکار کنیم .... باشه . دو هفته دیگه بیا . ینی چهارده روز حداقل بگذره . منم گفتم باشه و تشکر کردیم و فرآیند مزخرفِ اون روز به پایان رسید . معلوم نیست چیکار میکنن با من ، ولی این موضوع کاملاً مُبَرهَنه که من ولشون نمیکنم و هزار دفعه دیگه اقدام میکنم و دهنشون رو سرویس میکنم تا بیخیالم شن . آخه جاکشا ؟ من قراره با کارت قرمز اعصاب و روان دهنم سرویس شه ! سرویس شدنمم باید فحش و بد و بیراه باشه ؟ تورو خدا خسته شید کثافتا ! من خودم دارم میمیرم ، نیازی به کرم ریختن شما نیست !