مهمونی یهویی
دیروز ساعت پنج و نیم اینطورا بود که مامانم از دندون پزشکی گفت داره برمیگرده و داره میره خونه خاله کوچیکترم . گفت تو ام میای ؟ گفتم آره میام . و گفت که زود راه بیفت که دیر نرسی . یک ساعت بعد راه افتادم ولی بازم پشت در موندم و خالم و مامانم اصلاً نبودن . قبلش سر کوچهٔ خالم ، پسرخالم که ارشد میخونه رو دیدم و گفت برو بالا منم الان میام . تعجب کردم که اون اونجاست . فک میکردم فقد من و مامانم و خاله کوچیکمیم . زنگ زدم ولی برادر پسرخالم در رو دستی باز کرد . پرسیدم چرا تا پایین اومدی ؟ گفت مام پشت در گیر کردیم 😑😑 . رفتم بالا و دیدم که بله .... مادر این دو پسر خاله بزرگوار هم پشت در روی پله نشسته ! من و پسر خاله کوچیکم رفتیم تو خیابون و کنار یکی از ماشین ها نشستیم و خداروشکر تقریباً هیچ کسی رد نشد 😂 . بهم گفت که بریم بیمارستانی که سر کوچست ؟ گفتم بریم ! هم آب میخوریم هم مینشینیم رو صندلی هم هوا خنکه و مث اینجا جهنم نیست ! خلاصه در نهایت ، من و خالم و بچه هاش رفتیم بیمارستان . محیط جالبی داشت و مخوف نبود ! میخواستم بعداً که رفتیم خونه خاله کوچیکترم بهش بگم که : « آدم وقتی بیمارستان رو میبینه که دقیقاً سر کوچه قرار گرفته ، هوس میکنه درد و مرض بگیره و سرعتی پیاده بره تا اونجا 😂🤦 . » ولی حس کردم خیلی جمله چیپیه . و اینکه بعداً هم کلاً یادم رفت .
متوجه شدیم که بچه های خالهٔ بزرگترم ( دوتا دخترش ) و شوهر دختر کوچیکترش که اخیراً عقد کردن هم قراره بیان .
شب جالبی بود و سه دست حکم بازی کردیم و دو دست رو بخاطر من باختیم چون یادم نبود چطور باید بازی کنم . آخرین بار و تنها دفعه ای که حکم بازی کرده بودم زمان جنگ دوم بود . با پسر عمه هام و دختر عموم بازی کردیم و اونجا بود که تازه یاد گرفتم چطوریه این بازی ! بازم ترکوندم که یه دست بردیم ، وگرنه همونم زیادمون بود 😂 .
شامم مرغ و برنج بود . برنج ساده داشتن ، برنج با آلبالو هم داشتن . من بدم میام از آلبالو پلو . برا همین برنج ساده + مرغ خوردم .
موقع برگشت هم بابام خسته بود و باید خودمون میومدیم . بنابراین باید اسنپ میگرفتم و متاسفانه برنامه اسنپ و برنامه واریز آنلاین پول رو مجبور شدم آپدیت کنم و بعدش کارتم رو توی برنامه واریز آنلاین پول ثبت کنم و بعدش برم یه سایت مزخرفی که اسمش انگار شاپرک بود ، تا اونجا هم همین کارو تکرار کنم . برنامه اسنپ رو بعد از اینکه آپدیت کردم دیدم که دوباره از اول ازم شماره میخواد و میخواد که ثبت نام کنم !! پشمام ریخت ولی خب هر کاری گفت انجام دادم تا تونستم اسنپ بگیرم . اینترنت هم آنتن نمیداد بنابراین گوشیمو دادم به شوهر خالم که رمز مودم خودشونو بزنه و با اونا آنلاین شم ! پیدا کردن آدرس از داخل برنامه اسنپ هم یکم مکافات داشت برام . راستی ! متوجه شدم که از برنامه اسنپ هم میتونیم مستقیماً پولو واریز کنیم و نیازی به اون برنامه نبود . به هر حال راه دوری نمیره و مطمئناً بعداً به کارم میاد . ۱۴۱ هزار تومن تا خونه . ولی خب ماشین یارو پژو چهارصد و پنج بود و خیلی با ادب بود .
بقیه حرف هامو در پست بعدی خواهم گفت .