بالغ یا بی حس ؟

چند روز پیش با یکی از دوستای مجازی ، خداحافظی نصفه و نیمه و کوچیک کردم . البته خداحافظی دائمی ! چون چند وقتی بود که نامزد کرده بود . ازش پرسیده بودم که وقتی پیام میدم ، نامزدت اگه متوجه بشه خیلی ناراحت میشه ؟ گفت آره . اصلاً دوس نداره با هیچ جنس مخالفی حرف بزنم . خودش الان حدوداً بیست سالشه و پسره دور و بر چهل سالش بود یادمه . مردای سن بالارو دوس داشت چون معتقد بود مردای سن بالا احتمال خیانت کردنشون خیلی کمتره و کثافت کاری های جوونی رو تموم کردن ! منم به این اعتقاد و باوری که داشت احترام میذاشتم هرچند مخالف بودم و همش میگفتم یکیو پیدا کن که دیر پیر بشه و خوشگل بمونه . ولی ظاهر برای اون خیلی مهم نبود . 

خلاصه پیام خداحافظی رو خرد خرد فرستادم . اونم واکنشش دیدنی بود و فقد چند کلمه حرف زد و کارمو تأیید کرد 😂 . انگار نه انگار که یه روزایی من و اون و یه پسر دیگه باهم ارتباط سه نفرهٔ محکمی داشتیم . دست روزگار طوری زندگیمون رو رقم زد که در این لحظه ، ارتباطی با اون دختر و اون پسر ندارم . قبلاً گروه سه نفره داشتیم و درمورد متافیزیک و جن و فرشته ها و عرفان و تأثیر بعضی چیزای مذهبی حرف می‌زدیم .

واقعیتش خیلی درد نداشت این نوع گفتارش . نمی‌دونم بالغ شدم یا بی حس . ولی حدسم اینه که بی حس شدم .

انگار خدا میخواد بهم بگه که به هیچ کس بجز من وابسته نشو . ولی من خیلی سختمه به خداوند طوری وابسته بشم که ازم توقع داره . مث این میمونه که پول رو ازت بگیرن و بگن قدردان نون خشک باش و بابت این که زنده ای از خدا تشکر کن و باهاش صمیمی بمون ! خب فردی که نون نداره بخوره اعصاب داره که بخواد به دین و ایمان فکر کنه ؟ اگه به خداوند فحش هم بده ، از دید من خیلی کار زشتی نکرده . نمیگم کار زشتی نکرده ؛ صرفاً میگم زشتیِ کارش کمه چون دست خودش نیست . الان من چطوری وقتی حس تنهایی میکنم و تنها هم هستم باید دوستِ وجودی ماورایی باشم که حتی نمیتونم مطمئن باشم که در فلان لحظه توهمِ منه یا واقعاً خودش داره جوابم رو میده ؟ هر حرف قشنگ و مثبتی که مال خدا نیست ! ممکنه خودم با خودم مث اسکلا حرف زده باشم . حالا کی می‌تونه ثابت کنه چی خداست و چی حس خوب و واکنش مغز ؟ 😁