دندون عصب کشی شده

دیروز بابام وقت دندونپزشکی داشت ولی یه نفر دیگه کنسل کرد وقتشو و خانواده گیر دادن که من برم جاش ! با موتور بابام رفتیم . اول من رفتم و بعدش بابام . ولی موقع برگشت من خودم اومدم و بابام رفت سر کار که یه کارایی انجام بده و خرید هم بکنه . وقتی رفتم مترو و مردم رو دیدم خیلی خوشحال تر شدم . ایرانیا مث قدیم نیستن که همشون عین هم باشن ☺️ . یه دختر موهاشو پسرونه زده ، یه دختر موهاش دخترونس و دامن نسبتاً بلند داره . یه پسر با موهای لخت ، موهاشو بلند کرده و لباسهای جذاب و دخترکش پوشیده ، و کنارش هم یه پسر وایساده که مذهبی هستش . البته یه پسری هم در اون حوالی هست که معمولیه و از دیدن دیگران لذت می‌بره . از دیدن رفتار دیگران . از دیدن خنده های گروه های پسرونه و دخترونه . امیدوارم منم بزودی شبیه گروه خودم بشم و از معمولی بودن در بیام . البته اگه کسی باهام جدی حرف بزنه و کسی دور و برمون نباشه می‌فهمه اصلاً معمولی نیستم ، ولی خب هر جایی نباید خودنمایی کرد و باید حواسم و حواسمون جمع باشه . کل مسیر ایرپاد زده بودم و آهنگ گوش میکردم ؛ و یکم حس خوبی داشت .

اون دندونم که توش خالی شده بود و به عصب رسیده بود رو عصب کشی کرد و توشو موقتاً پر کرد . پنجشنبه هفته بعد نمی‌دونم چیکار می‌کنه ولی به هر حال دو جلسه مونده . تا پنجشنبه هفته بعد گفت هر ۸ ساعت آموکسی سیلین ۵۰۰ بخور . خداروشکر . دندونم داشت دردسر میشد . وقتی مسواک میزدم درد می‌گرفت ولی به هر حال مسواک میزدمش که عفونی بودنش خنثی شه . در واقع وقتی مسواک میزدم انگار یذره مایع عفونت خارج می‌شد از دندونم . و کلاً وقتی بهش گیر میدم و با دهانم خلأ درست میکنم ، این خروج مایعِ مشکوک رو حس میکنم ! و بعدش وقتی چیزی می‌ره توی دندونم و بهش اصابت می‌کنه درد خیلی کمتری میگیره 😅 . به هر حال الان عصب کشی شده و اوضاعش متفاوته .