دو روز نسبتاً خوب

۱۹ ام و ۲۰ ام مرداد روز های نسبتاً خوبی بودن . در واقع خوب تموم شدن جفتشون . ۱۹ ام استخر رفتیم با چندتا از فامیلا و ۲۰ ام مهمونی داشتیم . مهمونی فامیلی ای که بعد از سفره صلوات برگزار می‌شد . غریبه ها رفتن و آشنا ها موندن تا حدود ۱ نصفه شب 😂 . جزئیات بیشتر رو حال ندارم بگم و میتونید از وبلاگ « برای تغییر و بهبودی » که یکی از سه تا وبلاگمه درمورد این دو روز بیشتر بدونید 🌹 .

مهمونای آشنا که موندن اینا بودن : 

خاله بزرگم + دختر بزرگش + بچه همون دختر ! + دختر کوچیکترِ خالم

خاله « ل » + پسر بزرگش + پسر کوچیکش

خاله کوچیکم

💜💜💜

حاجی من هنوز مطالعه رو تمدید نکردم ! خیلی حس بدیه ! درضمن فک کنم بخاطر فشار های روانی باشه که خیلی ریزش مو دارم . شوره مو هام خوب شد ولی ریزش هنوز هست ! چند تا فرض مشخص کردم فعلاً :

۱_ چربی زیاد سر که علتش گرما و تابستونه ۲_ کمبود بعضی مواد معدنی و آلی ، بخاطر کم تر غذا خوردن ( دو و نیم کیلو در یک ماه کم کردم ) ۳_ فشار های زیاد روانی که ناشی از بحث معافیت و سرنوشت هستن . یعنی :  اضطراب و افسردگی و OCD و MD .