ایمپلنت مادر
اوضاع مطالعه نه تنها خوب نیست ، بلکه روند مطالعه کاملاً نابود شده . کلاً یک ساعت در روز میخوندم که همونم چند روزه نمیتونم .
صبح یا ظهر مامانم میره دندون پزشکی . برای ادامه کارای ایمپلنت . این یه هفته ای که دکتر گفته بود منتظر بمونه و وضعیت لثه عمل شده رو تحمل کنه ، برای مامانم سخت گذشت و همش دندون درد داشت . حالا صبح یا ظهر میره و یه قدم به کاشت دندون نزدیک تر میشه . شاید دکتر هم یه کاری کرد که درد دندون بیفته یا کمتر شه . اگر بخیر بگذره ، شاید بگم که روز بعدی بریم برای کارای معافیت . این دفعه اگر کار گره بخوره دعوای فیزیکی رو استارت میزنم ! حضرت ایوب هم توی این فرایندی که من در اون گیر کردم شکست میخوره و صبرش لبریز میشه ؛ وای به حال من !
دلم بغل میخواد