شروع دوبارهٔ ترمیم
امروز که داشتم فکر میکردم ، با فرض اینکه دوباره به شهرای ایران حمله های گسترده نشه ، حتماً تا حدود یک ماه دیگه به صورت حضوری شورای سه نفره برگزار میشه و منم راضیشون میکنم که حقمو که معافیت دائم هست بدن . آینده برام واضح تر شده . چون کارا هرچند خیلی سخت و پیچیده ، ولی به هر حال انجام شدن و دیگه غول های سرسخت رو پشت سر گذاشتم . چیزی نمونده جز یک جلسه شورا . که امیدوارم جنگ نشه و حضوری برگزار کنن که بتونم دوتا جمله زر بزنم و حرفم و گذشته ام شنیده شه !
بنابراین میخوام شروع کنم به خوندن . خوندن اینها : ریاضی ، فیزیک ، شیمی . کتاب کمک درسی زیست رو متاسفانه باید بروز بگیرم چون همش تغییرات قابل توجه و تأثیرگذاری ایجاد میشه .
فعلاً همین کار هارو میکنم . برنامه های پیچیده و عجیب نمیخوام بریزم . الان باید حال روانیم بهتر شه و ساعت مطالعمم نسبتاً قابل قبول بشه و به پنج شیش ساعت برسه . همین و بس !
امروز داشتم فکر میکردم که بعد از عید برم یه آزمونی رو ثبت نام کنم . بین قلم چی و ماز و سنجش داشتم تحقیق میکردم و فکر میکردم که کدومو برم بعداً ؟ با توجه به « برآیند رتبه ها توی حوزه های مختلف » ، قلم چی رو به همسری برگزیدم . از بین همه خوبان .
کتاب غیر درسی « کتابخانه نیمه شب » رو هم ادامه خواهم داد .
من کله شق تر از این حرفام که هدفمو ول کنم ! هدفم و مشکلاتم بزرگن ولی خدا بزرگتره . پس حرف دیگران به درک . بذار فکر کنن که احمق و دیوونم که نمیرم سراغ کار آزاد یا نمیرم بیرون خوش بگذرونم . این جماعت تا وقتی به هدفت نرسی میزنن تو سرت ! وقتی میرسی به هدفت یهو مهربون و طرفدار و پاچه خوار و متواضع میشن جلوت !
دیروز قسمت ۶ و امروز قسمت ۷ سریال Evil رو دیدم . سریال جالبیه ولی هنوز داستان در ابهام قرار داره و پشت اتفاقات رو نشون نمیده که چی میگذره .
به امید جنگ گسترده نشدن تا آخر روزِ ۴ تیر ۱۴۰۵ 😅 . دیگه نمیخوام سر کار گذاشته بشم .